![]() |
شعر علامه حسن زاده آملی:
باز دلم آمده در پیچ و تاب
انقلب ینقلب انقلاب
همچو گیاه لب آب روان
اضطرب یضطرب اضطراب
آتش عشق است که در اصل و فرع
التهب یلتهب التهاب
نور خداییست که در شرق و غرب
انشعب ینشعب انشعاب
آب حیاتست که در جزء و کل
انسحب ینسحب انسحاب
شک که دل موهبت عشق را
اتهب یتهب اتهاب
از سر شوق است که اشک بصر
انحلب ینحلب انحلاب
صنع نگارم بنگر بى حجاب
احتجب یحتجب احتجاب
سر قدر از دل بى قدر دون
اغترب یغترب اغتراب
آمُلیا موعد پیک اجل
اقترب یقترب اقتراب
نظرات شما عزیزان:
سلام
خدایا گفتم بریدم
گفتی:لاتقنطوا من رحمت الله
گفتم:کی می دونه تو دلم چی میگذره؟
گفتی :ان الله یحول بین المرء و قلبه
گفتم هیچ کسو ندارم
گفتی:و من یتوکل علی الله فهو حسبه
گفتم فراموشم نکردی
گفتی:فاذکرونی اذکرکم
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گ ل][گل][گل][گل]
با مطالب کوتاه جدید بروزم.
:: برچسبها: علامه حسن حسن زاده, آملی , اشعار , مناجات,

